تبليغاتX
نسل سوخته



از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست

گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست

 

سرگرم بخود زخم زدن درهمه عمرم

هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست

 

دیریست که از خانه خرابان جهانم

بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست

 

درحسرت دیدار تو آواره ترینم

هرچند که تا خانه تو فاصله ای نیست

 

بگذشته ام از خویش ولی از تو گذشتن

مرزیست که مشکل تراز آن مرحله ای نیست

 

سرگشته ترین کشتی دریای زمانم

میکوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست

 

من سلسله جنبان دل عاشق خویشم

بر زندگیم سایه ای ازسلسله ای نیست

 

یخ بسته زمستان زمان دردل بهمن

رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 23:17 توسط بازنده |



سلام دوستان امیدوارم حال همگی خوب باشه

می خواستم امروز در باره یکی از بدترین دانشگاههای ایران حرف بزنم.که اسمش هست دانشگاه آزاد دزفول/دارای سطح علمی کم و دارای جو خفقان آور داخل دانشگاه که مشکل اصلی خیلی از دانشجویانی است که در آن تحصیل میکنن.یه جو آلوده به بسیج که به همه شک دارن.یه مشت بسیجی بی همه چیز که همه دانشگاه رو تحت کنترل دارن و اجازه کوچکترین حرکتی رو به هیچکس نمیدن.

این روزها هم که همه جا بین دانشجوهها حرف از کلاس مختلط هستش. واقعا متاسفم که چه چیزهای پوچی ذهن جوونهای مارو پر کرده.که البته بهتون بگم اینا همش سیاسته و عمدا میخوان جو رو همینجوری پیش ببرن.

تازگیها هم که دم از تفکیک کلاسهای دختر و پسر هستش اونم توی قرن ارتباطات.میخواستم بگم منی که توی این عصر زندگی میکنم نمیتونم مثل ۱۰۰ سال پیش مثلا همسر آیندم رو انتخاب کنم.توی این قرنی که من دارم زندگی میکنم نمی تونم از حرکت سریع علم جلوگیری کنم.الان علم بیشتر از طزیق ارتباطات هستش نمیشه که من توی دانشگاه با هیچ دختری حرف نزنم که چیه ؟ این خانمه نامحرمه آخه نوکرتم اینم شد حرف؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه ابن حرفا تو دلم مونده بود و میخواستم بگم.الن یکم سبک شدم.یه چیز دیگم میخوام فریاد بزنم:

 

خواهر و برادرای بسیجی اینقدر پاچه ما دانشجوهها رو نگیرید به خدا این اسلام نیست.

 

نوکر همه بچه های کارشناسی عمران-دزفول       I LOVE YOU  

 

BAZANDE

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 1:12 توسط بازنده |